اولین شعر جدی من
آلبالو
درختی است
در باغچه خانه دوست
که گوشواره های سرخش را
زینت معشوقم می کند
و هر تابستان گوشواره می چینم
بر دستگیره در می آویزم
زنگ می زنم
و فرار می کنم
این اولین شعر جدی من است. شعری که من برای گفتنش دست اساتیدی را بر سرم حس کردم. خیلی وقته که به فکرشون هستم. دوستانی که شماره تلفنشون رو گم کردم. میخوام ببینمشون اما کیلومترها از هم فاصله داریم. کاش ببینمشون دلم تنگ شده.
نظرات
سلام
مرسی از این که ما رو قابل دونستی
اگه آپ کردی بازم خبرم کن
http://www.eshgheezamini.blogfa.com
منتظر تو دوست خوب هستم
به امید موفقیت روز افزون شما
بای
Posted by: shadi | August 26, 2006 6:44 AM
نمی دونم چرا ولی خیلی سنگین به نظرم اومد. وقت کردی به ما هم سر بزن
Posted by: شهرساز | August 26, 2006 4:25 PM
sher ta hodudi bacheganast.bayad amightar va hesi tar nevesht va hamintor ba mafhumtar
Posted by: samira | August 29, 2006 4:31 PM