« October 2006 | آدم اول | January 2007 »

December 20, 2006

امروز درجه تبم روی هزار و سیصده

سرم داره می ترکه
اعصابم خورده
از ماه رمضون تا حالا ندیدمش
آخرین بار با هم افطار کردیم
تو دلم گریه می کنم
هر روز باید چهره و صدای یک مشت آدم موقعیت طلب و کودن رو ببینم و تحمل کنم
دارم به زور طاقت میارم
نمی خوام ببرم
اما دلم خونه
اعصابم خورده

به قول سید علی صالحی
کاش نامه را به خط گریه می نوشتم ری را

December 18, 2006

برام دعا کنید

این روزها به شدت احتیاج به دعا دارم
موقع نیایش هاتون من رو هم فراموش نکنید
جبران می کنم

December 16, 2006

خجالت بکش آقای بوش

انتخابات تموم شد.
دیروز حس ناسیونالیستی من قلمبه شده بود.
خداییش حال کردم.
این انتخابات واقعا مشت محکم بود بر دهان آمریکا.
امیدوارم جرج بوش دهنش رو ببنده.
درسته که ما خیلی مشکلات و مخالفت ها با هم داریم اما این دلیل نمیشه که یکی از اون طرف دنیا بیاد و برای ما کاسه داغ تر از آش بشه.
خیلی چیز های دیگه هم تو دلم هست که میخوام بگم اما نمیشه نوشت.

December 13, 2006

تهران در چند خط

شهر داره میترکه. ماشین ها دود میکنن. آمبولانس ها آژیر میکشن. آتش نشانی تو ترافیک گیر میکنه. دو ساعت طول میکشه تا مسیر 20 کیلومتری تا محل کارم رو طی کنم. هر کی هرقدر دوست داره کرایه میگیره. تاکسیمترها برای قشنگی هست. روزی 1300 تا ماشین به خیابان های تهران اضافه میشه. برای گواهینامه رانندگی به خاطر یک راهنما یک نفر رو چند بار رد میکنن اما تو شهر کسی برای پیچیدن راهنما نمیزنه. یکی تو لاین یک با 100 تا میره. تو اتوبان کامیون و اتوبوس میندازن لاین آخر و هی گاز میدن. زیر پل عابر ملت یهو می پرن وسط خیابون. تو مترو دیگه نفس برای کشیدن پیدا نمیشه. لای در اتوبوس گیر میکنیم.

بعد اسم خودمون رو میذاریم آدم

December 9, 2006

اینترنت تو مترو ﭺه حالی میده

الان ایستگاه مترو حستن اباد هستم و این یك خط رو می نویسم.
خیلی باهحاله این ایستگاه های اینترنت.
این یعنی مملكت داره پیشرفت می كنه.
همین.