امروز درجه تبم روی هزار و سیصده
سرم داره می ترکه
اعصابم خورده
از ماه رمضون تا حالا ندیدمش
آخرین بار با هم افطار کردیم
تو دلم گریه می کنم
هر روز باید چهره و صدای یک مشت آدم موقعیت طلب و کودن رو ببینم و تحمل کنم
دارم به زور طاقت میارم
نمی خوام ببرم
اما دلم خونه
اعصابم خورده
به قول سید علی صالحی
کاش نامه را به خط گریه می نوشتم ری را
نظرات
to baray man khely ashna hasty.mage na?
Posted by: nazanin | December 23, 2006 3:20 AM
دلتنگي هاي آدمي را باد ترانهاي مي خواند.روياهايش را آسمان پر ستاره ناديده مي گيرد و هر دانه برفي به اشكي نريخته مي ماند....سكوت سرشار از سخنان ناگفته است. از حركات ناكرده....
زنده ياد احمد شاملو
Posted by: فريبا پژوه | December 23, 2006 12:48 PM