خدا جون من دوربینم رو میخوام
دوربینم همیشه همراهم هست. حاج آقا هندزفری (اسم مستعار یکی از هم کلاسی هاست)، بهم میگه شکارچی. حالا این شکارچی چند روزی هست که اسلحه اش رو به یکی از دوستانش که برای خود یک پا آخاله (به گلپایگانی یعنی پسرخاله) هست قرض داده.
روزی که بهش قرض دادم مجبور شدم تمام اون 60-50 فریم عکسی رو که گرفته بودم پاک کنم. حالم خیلی گرفته شد. مخصوصا برای اینکه از کارگرانی که بالای اسکله سینما آزادی رفته بودن کنار تابلوی سینما عکس گرفتم.
حالم به خاطر دوربینم حسابی گرفته است. دیشب یک صحنه خیلی توپ دیدم که اگه دوربین همراهم بود عکسش رو می گرفتم. یک بچه گربه خودش رو از کرکره بانک بالا کشیده بود و روی دکمه های دستگاه خودپرداز نشسته بود. نمی دونم برای فرار از سرما این کار رو کرده بود یا طفلکی پول می خواست.
خدایی صحنه خیلی جالبی بود. حالا من دوربینم رو میخوام. مخصوصا که فردا عاشورا خوراک عکس گرفتنه و من بی دوربینم.
خدا جون من دوربینم رو میخوام.
نظرات
vaghan baraye chi minevisi vaghti kasi nazar nemide.
Posted by: Anonymous | January 30, 2007 1:48 AM
vaghan baraye chi minevisi vaghti kasi nazar nemide.
adam: vase delam minevisam. lazem nist kasi vase dele adam nnazar bede. vali bazi ha fohsh ziad midan.
Posted by: mehrnaz | January 30, 2007 1:49 AM