آسمان بس ناجوانمردانه ابری است
دیروز 29بهمنماه1385

اگر هندوانه ابوجهل ندید، حالا ببینید. ولی نپرسید که به چه دردی میخوره، چون خودم هم نمیدونم.

همه جوره دیده بودم، ولی این دیگه آخرشه
امروز 30بهمنماه1385

غافلگیری اول صبحی

دیده بودم که سقف خونه چکه کنه، اما ندیده بودم که از سقف مترو، اونم 20متر زیر زمین آب بچکه و زیرش سطل بذارن

من از همینجا به دولت التماس میکنم که پول شهرداری تهران و مترو رو بده تا مردم کمتر له بشن

خداجون دستت درد نکنه

کاش انسان و سیمان، ترکیب درخت و حیوان رو به هم نمیزد
نظرات
از طعم ابوجهل میدانم که بسی تلخ است، قبلآ بزرگترها یک چیزهایی راجع بهش به من گفته بودن که فقط همینش یادم مونده، فکر کنم مضراتی هم داشت یادم نیست!!!
Posted by: فؤاد | February 19, 2007 10:21 PM
سلام
گزارش تصويري قشنگي بود راستي به دختر مردم چيكار داري؟:)
Posted by: فرنوش | February 20, 2007 12:20 AM
توی وبلاگ ما هم یکی دیگه کامنت گذاشته یعنی؟
Posted by: آرزو | February 20, 2007 10:31 AM
اون عکس پایینی منو یاد کلاسهایی که با استاد داشتیم انداخت. خوبه که تو هم شاگردشی.
Posted by: tandis | February 20, 2007 1:29 PM
سلام
نگاه جالبي داري يه چيزي ميشي!!!
Posted by: ز.آ | February 20, 2007 6:34 PM
سلام می دونم خودتی دوما اینکه یکی از اون دوربین قراضه هاتو بده به من
----------------------------------------
آدم: دوربین قراضهام کجا بود؟!
Posted by: ساقی | February 20, 2007 8:30 PM
كار آخرت واقعا جالب بود ولي يك جمله اول كه نوشته بودي
واقعا جالب بود
واقعا به جا بود
"آسمان بس ناجوانمردانه ابری است"
بدرود
Posted by: دانيال | February 21, 2007 7:15 PM