« ماشین ها؛ کارتون قشنگ، دوبله عالی | آدم اول | یک آسمون پرنده »

یکی بود، یکی نبود

یکی موبایل تو دستش بود و زار می زد.
از دور صدای آکاردئون میومد.
یک مادر و دختر سنگین وزن کنار هم راه می رفتن.
دختر می گفت باید رژیم بگیرم.
ماهی های سرخ حراج شده بودن، دانه ای 100تومان.
یکی جوری نگاه می کرد که یعنی عیدی بده.
خوشم نمیاد از زنگ زدن های تکراری و گفتن این جمله: عیدتون مبارک.
از شدت سرما کاپشن و پلیور می پوشم.
تنهام.
هوای دو نفره و این دل تنها.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/143

نظرات

سال نو میتواند سالی جدید در تاریخ تحولات جامعه باشد. سالی به یاد ماندنی. سالی نو. با نوروزی نو

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟