یک چیز میگن، یک چیز میشنوی
از دیشب تا حالا، یعنی از وقتی که خبر آزادی 15نظامی انگلیسی اعلام شد، دنیا در بهت فرو رفته و وبلاگ نویسهای دنیا دست به کیبورد شدن.
ولی انگار وضعیت ما ایرانیها و انگلیسیها با بقیه فرق میکنه.
چون وبلاگنویسهای ایرانی این کار رو ترس ایران تعبیر میکنن و به دولت احمدینژاد گیر میدن که یک کاسه ای زیر نیم کاسه داره و باید این بیچارهها رو زودتر آزاد میکردن و نباید آتو به دست غربیها میداد و هزار و یک جور چیز دیگه.
چندهزار کیلومتر اون طرف تر هم وبلاگ نویسهای انگلیسی همین قضیه رو میزنن تو سر تونی بلر که تو نتونستی درست حرف بزنی و از دستگاه سیاست خارجی تو چیزی بر نیومد و جواب خوبی ایرانیها رو با متلک و زخم زبون دادی و هزار و یک جور چیز دیگه.
بابا ما آخر نفهمیدیم این وبلاگ نویسهای ایرانی بالاخره به چه دردی میخورن؟ انگلیسیهای بلاگر هم همین طور.
عزیزان وبلاگنویس ایرانی شکاک بودن هم اندازه داره. برای یک بار هم که شده از یک چیزی تعریف کنید. اقلا توی این موقعیت حساس کوتاه بیاید. بعداً وقت زیاده که تو سر و کله هم بزنیم.
دولت آمریکا هم که الآن خودش فهمیده که حرف نزنه بهتره تا آب از آسیاب بیفته.
حالا باز بعضیها شروع میکنن به متلک انداختن به من.
نظرات
حق
سلام. راست می گیا. راستی این لوگوها رو از کجا
گیر می یاری؟
-----------------------------------------------
:آدم: عکس ها رو از اینترنت گیر میرم، بقیهاش رو خودم میسازم.
Posted by: آبجی ساقی | April 6, 2007 7:45 AM
اقلا توی این موقعیت حساس کوتاه بیاید. بعداً وقت زیاده که تو سر و کله هم بزنیم
ما که نفهمیدیم بالاخره کی باید حرف بزنیم هروقت یکی چیزی میگه میگن الان شرایط بحرانی بعدا بعدا
-------------------------------------------
آدم: سریال باغ مظفر رو دیدی که مهران مدیری گوشی موبایل و میگرفت و میگفت بعداً؟
منم الآن بهت میگم بعداً
بذار آب از آسیاب بیفته
Posted by: moh3n | April 6, 2007 3:56 PM
سلام
جای تاسف داره ولی منم مدتی یه دارم چک می کنم این برخورد ایران که به نظرم مدبرانه بوده،چه واکنش هایی رو بین محافل وبلاگی بر انگیخته،و با کمال تاسف چیزایی می بینم و می شنوم که جای تامل و تفکر داره...!
بعضیا نقدهای جالبی کردن،اونا رو که کنار بذارم بقیه جدن مث که از مرحله پرتن،یه چیزایی نوشتن که آدم می خواد شاخ در بیاره،به بعضی شون گفتم آخه خوش انصاف اگه سوادشو داری لااقل یه سری به سایت های خبری دنیا بزن،یه نگاهی به مصاحبه های اخیری که در این مورد روو تلکس های خبری اومده بنداز،اون وقت شاید جرأت پیدا کنی سرتو یه کم ازون لاکت بیرون بیاری!
.
.
.
خدا کمک مان کند کمی بیش تر از پیش مان فهم کنیم.
یا علی مددی
Posted by: پیچک سر به هوا | April 6, 2007 4:26 PM
سلام
خيلي معذرت مي خوام كه پيغامي بي ارتباط برات مي نويسم
ولي باور كن چاره اي نداشتم و مجبور شدم كه مزاحمت بشم
نمي دونم تا چه حد در جرياني ، ولي از چند روز پيش مديار
" قمار عاشقانه "
يك متن نه چندان واضح رو نوشت و از اون موقع نه چيزي در وبلاگش نوشته و نه جواب پيغامها رو مي ده
اينطور كه دوستان نزديكش هم نوشتن ، مي گن حتي جواب تلفن ها رو هم نمي ده
تا امروز فقط دلتنگ نوشتنش بودم ، ولي حالا واقعا نگرانش شدم
مي دونم كه بهتر از من مي توني ازش خبر بگيري
براي همين ازت خواهش مي كنم اگه مي توني باهاش تماس بگيري يا ازش خبر داري
به ما هم خبري بده
بازم معذرت مي خوام كه مجبور شدم مزاحمت بشم
خواهش مي كنم كمكم كن
---------------------------------------
آدم: شرمندهام من با مجتبی فقط دوستی وبلاگی دارم و بیشتر از دوبار همدیگه رو ندیدیم. اما میتونم حدس بزنم که چرا نمینویسه و ازش خبری نیست. اگه اطلاعات تکمیلی پیدا کردم توی وبلاگم مینویسم.
Posted by: دانيال | April 6, 2007 6:37 PM
چرا متلک؟ حرف حساب جواب نداره
Posted by: حاجی کنزینگتون | April 7, 2007 3:58 AM