« احمدی نژاد! محمود احمدی نژاد!!! | آدم اول | تا انتهای حضور »

شايد، گاهي، جيگركي لوطي

گاهي اون قدر دندون رو جيگر مي‌ذاري و فشار ميدي كه جيگرت پاره ميشه.
خون مياد.
به حالت كما ميري و بعد مي‌ميري.


گاهي يك نفر رو خيلي دوست داري اما اون دوستت نداره.

گاهي براي يك جايي كار مي‌كني. زير دست يكي كا مي‌كني. اون آدم هم كار مي‌كنه. اون آدم از جيب خودش بهت پول ميده.

اما نمي‌دوني. وقتي مي‌فهمي كه پول رو خرج كردي. دلت مي‌خواد يكي با دشنه بزنه وسط جيگرت. دوست داري زمين دهن باز كنه و فرو بري.

گاهي سعي مي‌كني برگردي و شاگردي كني. برگردي و جبران كني.

اما اون قدر د بهت نگاه مي‌كنن و طعنه مي‌زنن كه يواش يواش باور مي‌كني كه دزدي.

اونا انگار دزد گرفتن.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/162

نظرات

سلام. یعنی تو الان تو این وضع و حالی؟

خوب بود مخصوصا جمله سومش حالا بگو چیکار باید بکنیم

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟