من گریه کردم؛ خیلی
گریه کردی تا حالا؟
من گریه کردم. خیلی.
دیشب. ساعت 10:30شروع کردم ونیمه شب بود که خفه خون گرفتم. اونقدر هق هق کردم که نفسم برید. نه کتک کری کرده بودم و برای کسی یا آشنایی اتفاقی افتاده بود.
فقط دلم گرفته بود. اون قدر گرفته است دلم که اشکم ناخودآگاه جاری میشه.
شاید گریه ردن من کاری مسخره باشه ولی فعلا کار دیگه از دستم بر نمیاد.
اگر کار بهتری سراغ دارید، پیشنهاد بدید. اگر هم کسی از اون خبر داره، بهم بگه.
نظرات
اون؟
اون كيه؟
گريه؟
آره
زيادم گريه كردم ولي تا حالا يك بارش هم واسه خودم نبوده!مسخره است نه؟ وقتايي گريه مي كنم كه مي بينم كاري ازم بر نمياد ولي يه آدم ديگه بي گناه و حتي بر اثر جبري كه نمي شه اون رو توش كاملا هم بي تقصير دونست در سختي و بدبختي گيره! همين طور مرگ عزيزان! من خيلي دير، دقيقا همين پريروز ميم مثل مادر رو ديدم و يك عالم گريستم! عم توي اين فيلم موج مي زد اونم براي كساني كه نه گناهي داشتند و نه كاري از دستشون بر مي اومد و از همه بدتر مجبور مجبور مجبور بودند خدا رو در مشكلاتشون مقصر ندونن!
بگذريم! اين ها حرف هاي حاشيه ايست. ايرانمان را دريابيم كه از تحمل بار تعصب لمس شده و كرخت
درود بر شما آدم خوب. كاش اينجا شكلك لبخند و بوسه هم بود تا تقديمتان مي كردم
Posted by: آرمين | May 5, 2007 6:22 PM
چند می گیری گریه کنی؟؟؟
--------------------------------
آدم: تو چند ميدي گريه كنم؟!
Posted by: ماکان | May 6, 2007 4:12 AM
be nazare man age roorast bashi midooni ke etefaghi oftade ke zadi zire gerye amma chon azash farar mikoni ya kheyli khosooiye va age begi ye chizaei azat lo mireh, migi hichi nashodeh. amma hamoon geye kon ta adam shi.
Posted by: ali | May 6, 2007 1:18 PM
salam kheyli neveshte haye ghashngi dashti va omid varam ke hich vaght delet nagire
Posted by: saghar | May 6, 2007 8:48 PM
1)کتک کری کرده بودم
2)شاید گریه ردن من
آدم جان برات نگرانم انگار اصلا حالت خوب نیست حالا سواد ما اکابه است شما جوناآخه چرا این چپ راست شدن کامنت دونیت دهن ما رو چیز کرد
Posted by: moh3n | May 7, 2007 12:34 AM
یه چیزی آدم مگه من خرم که شماره تلفن خودم رو بذارم بعد بگم ماله کیه.من به اندازه کافی از موبایل متنفرم. دوما اینکه بهتره برای خالی شدن اعصابت بری همون بیابون توپ در کنی .دوست عزیز فک می کنی هیچی بابا...بعضی وقتا یه حرفایی می زنی که آدم کلهم قاطی می کنه.احتمالا تو داری تنهایی زندگی می کنی.یعنی مستقل از پدر و مادرت. همینه دیگه.وقتی از خونواده دور باشی.بهتر از این نمی شه. برو این آهنگ رو گوش کن :چی بگم که خیلی تنهام می دونی یاری ندارم چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم..گریه کن. خالی می شی (مثلا اومدم راهنماییت کنم). در ضمن دنبال کسی باش که تا همیشه برات بمونه.که تا همیشه بپرستیش. نه واسه یکی دو روز. اونم از سر خودخواهی.اینجور که معلومه تو خودخواهی.ناراحت نشی. بالاخره تو عالم دوستی( اگه شما ما رو به عنوان یه دوست قبول داشته باشی) این حرفا هستش.
Posted by: ساقی | May 7, 2007 7:20 AM