آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ
زندگي ما آدمها مثل يك عاشقانه آرام و پر از تعليق هست.
عاشقانههايي كه دلدادهها جاي دنج و خلوتي براي معاشقه ندارند. وقتي نجوا ميكنيم، افسوس ميخوريم براي يك معاشقه آرام.
اما كتاب داستان خرسهاي پاندا به روايت يك ساكسيفونيست كه دوست دختري در فرانكفورت دارد، آرزويي است كه خيلي از عاشقان ايراني دارند. آرزوي يك معاشقه. يك دلدادگي. يك جنون.
دوست داريم آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ بگوييم همانطور كه در داستان نوشته است. دوست دارم بگويم آآآآآآآآآ.
بهم بگو كه بهت بگم آآآآآآآآآآ.
همون طوري كه بايد دوستت داشته باشم ميگم آآآآآآآآآآآآآ.
آآآآآآآآآآآآآآآآ
اي خدا چرا من توي اين دنيا هر چي كه به هر كي ميگم يا مينويسم يا هركاري كه ميكنم،هر كسي يك برداشتي ميكنه. اي خدا به خودت قسم داري ديوونهام ميكني.
اي خدا آخه چرا من انقدر بدشانسم؟
نظرات
كتاب طوري معرفي شده كه دلم مي خواد بخونمش!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ
Posted by: مهديه | June 1, 2007 6:38 PM
webloget yadam nemire
Posted by: leila | June 1, 2007 11:50 PM
سلام
آدم وقتي بد بخت مي شه كه عاشق بشه!
تو عاشق بشي چي ميشه!
لطفا از اين كتابها براي داداش نحيف بخر كه درجه عشقيت و عاشقيتش تكون بخوره!
راستي خيلي خوشم اومد از تبليغت ! تو ميتوني!
در مورد كارت هم تبريك ميگم!
Posted by: فرنوش | June 2, 2007 12:32 AM
ali jon mohem ine delet pak bashe bagiye har chi migan bezar began
Posted by: ghader | June 2, 2007 5:42 PM
khaili maskhare neveshti.
Posted by: mehrnaz | June 5, 2007 11:59 AM
سلام
بعضیها بدبین هستند هرکاری کنی یک جور دیگر برداشت میکنند مشکل از آنهاست. خوب اگر حواسمان جمع باشد شاید کتر سوءتفاهم پیش بیاد. بخشید مثل اینکه بابا بزرگ شدم! بیخیال
Posted by: نغز | June 5, 2007 5:42 PM
سلام....عزيز دل برادر برو يه زن صيغه اي بگير حالشو ببر و نشين اينقدر غصه بخور...انشالله دائمش هم نصيب شما مي شه!
Posted by: بهروز شجاعي | June 6, 2007 8:48 AM
برای شادی روح تازه در گذشته صلوات بلند
الله...
Posted by: moh3n | June 7, 2007 1:45 AM
refigh khabari azat nist?webetam ke be rooz nemikoni? khoobi?
Posted by: ali | June 7, 2007 1:59 AM
refigh khabari azat nist?webetam ke be rooz nemikoni? khoobi?
Posted by: ali | June 7, 2007 1:59 AM
سلام. داشتي از آآآآآآ و داستان جذاب خرس هاي پاندا مي گفتي كه يه دفعه... طفلي خدا چه گناهي كرده!!
اجراي صحنه اي اين نمايش به كارگرداني تينوش نظم جو هم براي خودش جذاب بود.
Posted by: مهناز ميناوند | June 9, 2007 3:26 PM
http://1pariah.blogfa.com/ مرا هم بخوان
Posted by: پاریا | June 13, 2007 4:27 PM
در به در دنبال این کتاب می گردم لطفا اگه می تونین بهم کنین کنید پیدا کنم
Posted by: رحیم قاسم زاده | January 18, 2008 12:40 AM