« تو خود حدیث مفصل بخوان از این... | آدم اول | واقعاً كه »

عجب روزگار قاراش میشی است نازنین

سلام

الان ساعت حدود 7:15 صبح دومین روز تیر هست.

با اجازه تون من الان نشستم توی غذا خوری دارم از اینترنت فیض می برم.

خواستم روز اول ببینم چقدر تو راهم تا برسم به دانشگاه.

البته زیادی زود رسیدم.

دیشب حددود 30دقیقه بامداد از سر کار رسیدم خونه و ساعت 5:30 از خونه بیرون اومدم.

از اول شریعتی تا یک چهارراه پایین تر از دانشکده رو پیاده اومدم.

ولی باز با این حال ساعت 7رسیدم تو دانشکده.

اصلا همه چیز از ذهنم پرید.

یادم رفت چی می خواستم بگم.

تو دانشکده هیچ کس نیست.

حتی مگس هم پر نمی زنه.

با اجازه من برم.

این پشه ها بیچاره کردن ما رو.

دهن آدم رو سرویس می کنن.

من رفتم پشه ها رو...

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/182

نظرات

welcome to school of media

کمممممکککککککککککک
کمککککککککککککککککککککککک
نمیتونم لینک بدم
ایمیل شکر خواه رو ندارم
کمممممممممممکککککککککککککک

سلام هیچی بابا قاط زدم...

کیه که آدم هست ولی من هنوز نمی شناسمش؟
تازه نکته بین هم هست!تازه خوانسار را هم دیده!
خوب کیه؟چرا خودش را معرفی نمی کنه!!

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟