خداحافظ حسین
با زاری روزهایی را مرور کرد که سر روی شانه هم میگذاشتند و کنار هم میخوابیدند.
کودک را در بغل فشرد و گریه کرد.
آخرین تصویر زندگیشان صبح دیروز بود که سوار موتور شد، خداحافظی کرد و دیگر برنگشت.
« دلم برات تنگ ميشه مهستي | آدم اول | بي تو هرگز با تو عمري »
با زاری روزهایی را مرور کرد که سر روی شانه هم میگذاشتند و کنار هم میخوابیدند.
کودک را در بغل فشرد و گریه کرد.
آخرین تصویر زندگیشان صبح دیروز بود که سوار موتور شد، خداحافظی کرد و دیگر برنگشت.
TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/186
نظرات
خداحافظ!
Posted by: ماکان | June 29, 2007 7:04 PM
salam mamnon ke be man sar zady baz ham az in tarafha bia
Posted by: ahmad | June 29, 2007 8:19 PM
چقدر آپیدی
Posted by: سمیه | July 2, 2007 6:57 PM
:(
Posted by: imy | July 2, 2007 7:04 PM