« من مهربان ندارم نامهربان من کو؟ | آدم اول | دال مثل دیووووووووووووووووونه »

این یک لقمه نون ما رو آجر نکن؛ شما ببخش

اون روزا وقتی که از جلوی کیوسک روزنامه فروشی آقای صارمی که رد می‌شدم و عکس برادرش که تازه شهید شده بود رو می‌دیدم، درست و حسابی نمی‌دونستم خبرنگاری چیه. حالا امروز اسم ما هم شده خبرنگار.

حالا اگه نونی از این خبرنگاری بهمون برسه، یک لقمه می‌خوریم و یک لقمه کنار می ذاریم. شاید یک روزی نون‌مون بریده بشه.

سیب که بالا می‌افته، هزار دور می‌چرخه تا زمین برسه.

فردا روز خبرنگاره.

نمی‌دونیم فردا چی می‌شه، ولی دلمون رو خوش می‌کنیم به همین لحظه‌های زود گذر که برای هم لاو می‌ترکونیم.

راستی ببخشید که اسممون خبرنگاره و تمام زوطمون توی پررویی هامنه.

شما ببخش.

این یک لقمه نون ما رو آجر نکن.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/196

نظرات

سلام بچه... یه سفارش :یه خورده باید بری کارآموزی.. هنوز خیلی راه مونده.. آخه ما چیمون به خبرنگار میبره..ها؟ اگه یه کار ثابت گیر بیاری که ماهی 300 تومن بهت بدن بازم میایی خبرنگار بشی؟ عمرن. اگه بگی بله خر خودتی... والبته احمق.یادت باشه چند روزی بیا پیشمون دوره ببینی

روزتون مبارک

مبعث حضرت محمد (ص) مبارک باد.
http://www.picnews.blogfa.com/

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟