خدا جون پاک کنت رو بردار، گناهای ما رو از دفتریادداشتت پاک کن
خدا جون سلام.
آخه نوکرتم، دمت گرم باز این ماه رمضون شروع شد که.
حالا نمی شد که یا عقبش می انداختی یا ...
آخه عزیز من فکر ما رو نکردی که هنوز موقعیتمون برای روزه داری مناسب نیست.
یهو تا اومدیم چشم باز کردیم دیدیم که افتادیم جلو ماه رمضون.
چشمامون درویش، لبامون دوخته، دستمون غلاف، گوشمون کر.
خداجون خودمونیما کدوممون واقعا یه روز روزه درست و حسابی گرفتیم ؟
ما که رو سیاهیم.
بی خیال!
بریم یک چیزی بریزیم توی این شکم مون که از روزه فقط گرسنگی اش رو رو یاد گرفتیم و بس.
راستی خدا ببخش منو.
امروز کلی سر به سر یکی از هم کلاسی هام گذاشتم.
ولی حسابی با هم خندیدیم.
آخه می دونی؟ اون روزه داشت و من مدام اذیتش می کردم.
ولی خداجون، خدا وکیلی خیلی باحالی.
یه حالی هم بده به ما که تا آخر این ماه رمضون یه بار برم مشهد و برگردم.
آخه چندسالی هست که نرفتم زیارت.
بذار حقوق بدن. خودم با کله میرم.
نظرات
خوش به حالت مطمئنم تو خلوتتم این قدر با اوس کریم راحتی.....
Posted by: جواد غلامی | September 13, 2007 5:12 PM
پس پيشاپيش زيارت قبول!
Posted by: ماكان | September 13, 2007 5:44 PM
شكموي تنبل
Posted by: ساره | September 13, 2007 10:14 PM