« می‌خواهم بیشتر از اینها خودم باشم | آدم اول | عزاداری‌های مدرن قبول باشه »

غروب سه شنبه خاکستری بود

همیشه بهم می‌گفت:
تیکه تیکه شی الهی!
بمیری الهی!
برو بی بی سی رو بخون آموزش زبان داره.
....خوب .... خوب .... خوب .... خوب....

اونقدر گریه کردم و نعره کشیدم که داشتم بی حال می شدم. یاد لحظه هایی افتادم که سر روی شونه هاش می‌ذاشتم. یاد روزهایی که هر لحظه می‌خواستم باهاش مشورت کنم حاضر بود. یاد متلک های آبدار و نتراشیده ای که بارم می کرد و من لذت می‌بردم. یاد روزهایی که می‌شستم و سربه سرش می‌ذاشتم. روزهایی که می‌خواستم زیرابش رو پیش سارا بزنم ولی سارا هم منو ضایع می‌کرد و دو نفری به این ریش کوسه من می‌خندیدن. خدا به سارا صبر بده.

خیلی تلخه. از امروز دیگه نمی‌تونم سایه یه برادر رو روی سرم حس کنم. دست استادی رو به سرم بکشه و بهم بگه که خبرم رو چطور تنظیم کنم. هم گریه می کردم و هم لبخند می زدم به یاد شوخی‌هاش. استادم رو از دست دادم.

هر کسی چیزی نوشته. به خودش قسم مغزم و دستم و دلم دارن دیوونه میشن. مهران قاسمی رفت. هنوز باور نکردم رفتنش رو. یادم نمیره وقتایی که بهم می گفت تیکه تیکه شی الهی. بمیری الهی. کاش مرده بودم و این روز رو نمی‌دیدم. کاش باز هم بودی و بغلت می‌کردم. کاش اقلا مثل بقیه بچه‌ها می تونستم پیشت باشم و ببوسمت. کاش باز هم می تونستم مثل قدیم که بغض می‌کردم و سر روی شونه هات می‌ذاشتم، روی شونه های مهربونت سر بذارم. زار زار گریه کنم. خیلی دیر به دستت آوردم. خیلی زود از دستت دادم.

راستی می‌دونی الان چقدر هوس کردم بازم از اون تیکه هات بهم بندازی؟ قرار بود داور مسابقه باشی. من کلی تمرین کردم تا آماده بشم. ولی چرا زود رفتی با معرفت؟!

ای کاش نبودنت را هم با خودت برده بودی*

غروب سه‌شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بود‌ن
به خودم هی زدم از این‌جا برو!
اما موش خورده شناسنامه‌ی من!

*کاریکلماتور از عباس گلکار

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/239

نظرات

ناله ای می شنوم کز اثرش می سوزم
گویا در قفسی مرغ گرفتاری هست

سلام...
تسليت منو بپذيريد...
و امابعد..
اومدم شما رودعوت کنم به وبلاگ بابایی خوبم... اگه تشریف بیارین که خیلی خوشحالم میکنید توان وصف خوشحالیمو ندارم...و اگر که هروقت اپ م یکنید بابایی منو هم مطلع کنید که وای....

براتون ازخدا بهترین ها را ارزومیکنم ...
مراقب دلتون باشید و روزها و لحظه های اناری برای خودتون ترتیب بدین ...به همین سادگی به همین خوشمزگی...

ای‌کاش جمله تسلی بخشی به ذهنم می‌رسید ولی همیشه اینجور مواقع خنگ میزنم اصلاً ای‌کاش جمله‌ای بود که از درد آدم کم میکرد

عجب خبر بدی دادی.نمی دونم چه روزهای بدیمنی است.از خبر مرگ مهران قاسمی شوکه شدم.تو این چند روز تعطیلی از دنیای خارجی جدا شده بودم.خیلی خیلی ناراحت شدم.خدا صبرتان دهد.خدایش بیامرزد

مهران هنوز هم در کنار توست . مطمئن باش که او هست .

خوشبخت مهران که در غم رفتن رفیقانش نگریید و سیاه نپوشید

برادر خوبم...آرام باش عزيز. مي فهمم چه مي كشي...

سلام
روانش شاد

می بینم که همه وبلاگ منو چک می کنی.قابل نداشت ولی همچنان از اینکه نمی شناسمت احساس خوبی ندارم.

گشتیم چو قطره محو در عشق حسین

سلام
من این پست رو خوندم
نظر هم دادم
کو ؟

سلام آقای صدیقی
خیلی متاثر شدم
یادشون سبز
ولی از آشنایی با وبلاگتون فوق العاده خوشحالم
برقرار باشید الهی
...

(سلام . متاسفانه کامنتم ثبت نشده . از نو می ذارم )

سلام آقای صدیقی
از رفتن نا به هنگام عزیزتون متاثر شدم
یادشون سبز
ولی از آشنایی با نوشته های زیبای شما خوشحالم و خدا رو شکر می کنم
برقرار باشید الهی
...

چی باید گفت...صبر واژه کوچکی است برای این رنج و درد عظیم....

سلام . امیدوارم خوب باشین . باشه اشکالی نداره . هر طور راحتید . می خواین به ما فراهانیها فحش بدین . بد و بیراه بگین . باشه . فقط حرص نخورین که پیر نشین . ان شاء الله همیشه جوون باشید و سرحال .
-----------------------------------------------
آدم: فکر کنم سوء برداشت شده. من 5تا از بهترین دوستانم فراهانی هستن. توی فامیلمون فراهانی کم نداریم. ولی به خاطر بلایی که دانشگاه آزاد فراهان داشت به سرم می‌آورد شاکی هستم. همین.

سلام علیکم و رحمه الله........
--------------------------------------
آدم: علیکم السلام و رحمة الله و برکاة

خوبه حسابی وبگردیت گل کرده...هر جا میریم هستی..چشم نخوری...فقط ما رو فراموش کردی که یه روزایی...

سلام معلم دیکته عزیز . از اینکه به من نمره هجده دادی ممنونم . محض اطلاع عرض شود کامنت های شما را تایید نکردم چون به همکارانم توهین کرده بودین . اما ازاشتباهاتی که گرفتین یک دنیا ممنونم . چون یکی از آنها طنزی بود که برای رنجبران نوشتم و دیگری به علت سریع نوشتن در بلاگ ایجاد شد. در دانشگاه ادبیات فارسی خوانده ام اگر می خواهید بارم کنید گفتم که اطلاعاتتان تکمیل شود . با سپاس فراوان

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟