« انگار فراموش کردیم امام حسین(ع) همسر بی بی شهربانو داماد ایرانی هاست | آدم اول | پودر ماشین لباسشویی به صورت لیزینگی نیازمندیم »

:((

حوصله درس خوندن ندارم.
سرم درد می‌کنه.
پاهام سست شده و کمرم گرفته.
هوا سرده و دوتا پتو کفاف نمیده.
هنوز به فکر مهران هستم و عشق پاکی که با سارا داشت.
حسرت عشق پاک اون دوتا رو می‌خورم.
دلم برای آرش تنگ شده.
نگران بیماری پدربزرگم هستم.
همیشه میگه قبل اینکه ما بمیریم زنت رو بیار ببینم.
راستی شاید عاشق شدم که این چند وقت این قدر افسرده ام.
شاید هم............................
دو ساعته می‌خوام یک شعر برای یک دوست بنویسم.
واژه نمیاد.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/243

نظرات

به زمانی دیگر محول کن .. زمانی که واژه ها خودشان سرازیر می شوند ...

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟