« می‌تونی ستاره شی بری تا خال آسمون | آدم اول | سکوت »

هیچ جا خونه‌ی آدم نمی‌شه

دلم برای مامانم تنگ شده. خودم داره باورم میشه که چقدر لوس و بچه ننه هستم. از روز یک شنبه که برای ماموریت رفته آلمان تا الان فقط دوبار تلفنی با هم صحبت کردیم. خدا رو شکر که تکنولوژی پیشرفت کرده می‌تونیم با هم تماس بگیریم یا به هم پیامک بفرستیم. ولی تصور کنید که چندین سال پیش بود و بدون امکانات امروزی. شاید دیوونه می‌شدم. شاید هم با توجه به شرایطی که توش بودم می‌ساختم. فکر کنم الان پاریس باشه. فردا برگرده هانوور، از اونجا بره به هامبورگ و با هواپیما برسه تهران. مامانم میگه هیچ جا ایران و خونه خود آدم نمیشه. راست میگه. من که همیشه به همه این رو میگم که هر جا بری آسمون همین رنگه. صدای دهل از دور خوشه. مرغ همسایه همچین هم که فکر می‌کنید غاز نیست. وقتی مامانم برگشت عکس‌هایی که گرفته رو می‌ذارم تو وبلاگ تا شماها هم ببینید.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/254

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟