عاشق شو تا سیاسی نشوی
وقتی نمیشود سیاسی نوشت، عاشقانه را انتخاب میکنم.
وقتی عاشق میشوم دل از کف میدهم و هوش از سر. ولی ولی ولی
مینویسم که دل باختم و در عشق سوختم. مینویسم دست روی هر که گذاشتم دستم را پس زد. مینویسم به جای لبهای هر کدام بوسه بر بالش نهادم و پتو را در آغوش کشیدم به جای تن او.
مینویسم که سیاسی ننویسم. مینویسم هر که را گفتم دوستت دارم و دوستم داشته باش، هوایی شدم و با صورت به زمین خوردم. مینویسم که پشت کردند و زمانی که رو به من میکنند، چشمانم خیس است.
مثل ماشینی در باران که راننده جلویش را نمیبیند. اگر میبیند، تشخیص نمیدهد. اگر میبیند، همه را دوست دارد. اگر دوست دارد، نمیداند به کدام دل نبندد. اگر دل میبندد، دلش افسار ندارد. اگر افسار دارد، زین ندارد.
اگر زین دارد، سوارکاری بلد نیست. اگر سوارکاری میداند، آه
انتخاب بین رفتن و ماندن سخت است. دوستش داشتم، دوستم نداشت. حالا که دوستم دارد، دلم شکسته است.
نظرات
يک سؤال؟ ک... ش ... مينويسي، من کامنت چي بذارم؟
عاشق نشو خر! چرا نمي خواهي بفهمي اين کارا نون و آب نميشه!
Posted by: پيام طراوتي | March 14, 2008 1:58 AM
آخه آدم!؟ تو هم آدم حسابي شو!؟
كدوم آدمي ديدي تا حالا عاشق بشه!!!؟
بايد از آدميت بياي بيرون و .. بشي تا عشولانه بشي...!؟ا
اين كار فقط بشكن بشكن داره، منظورم دل و قلوس ديگه..
:-)
Posted by: لطيف | March 16, 2008 8:09 PM
آخه آدم!؟ تو هم آدم حسابي شو!؟
كدوم آدمي ديدي تا حالا عاشق بشه!!!؟
بايد از آدميت بياي بيرون و .. بشي تا عشولانه بشي...!؟ا
اين كار فقط بشكن بشكن داره، منظورم دل و قلوس ديگه..
:-)
Posted by: لطيف | March 16, 2008 8:09 PM
salam
mesle bacheie adam...
harfi ke az del barkhizad be delam mineshine....
are gorbunesh....
ia boro jolo ia baiad behet begam kheili....hasty
khoshbakht bashi
bybyyyyy
Posted by: شیوا | July 3, 2008 2:15 PM