« دست راستم، دست خودم نیست | آدم اول | یادته؟! بوسه پنهون یادته؟ »

وقتی آدم توی واقعیت به پیسی می‌خوره میره سراغ فال

آن که از سنبل او غاليه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد

از سر کشته خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف
آفتابيست که در پيش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک
تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ريزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست
روشن است اين که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر ميل کبابی دارد
جان بيمار مرا نيست ز تو روی سال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خسته حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/276

نظرات

سلام اقاي ادم
اگه کمي به کامنتها توجه مي کرديد متوجه مي شديد که من پدر عزيزم رو از دست دادم به همين دليل اگه خيلي هنر کنم مي تونم گزارشها يم را بزنم به اين ترتيب شايد حق اين رو داشته باشم که نتونم توي وبلاگم مطلب بنويسم درهر صورت اگر والدين شما در قيد حيات هستند خدا حفظشون کنه و و اقعا قدر پدر و مادر رو بدونيد چون وقتي که از دنيا مي رن ادم خيلي دلش مي سوزه منظورم اسم وبلاگ شما نبودا

بابا این آدرس منو تو وبلاگت عوض کن!

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟