« آدم نامه | آدم اول | دوست داشتن یا دوست نداشتن »

ف مثل ...

وقتی سرما خوردی و از تب می‌سوزی.
تنت می‌لرزه.
گلوت چنان گرفته که از بغض هم بدتره.
پیشونی داغت رو کسی نیست دستمال خیس بذاره.
تن داغت رو کسی به آغوش بکشه تا آروم بشی.
چشمایی که از هرم گرما می‌سوزه رو ببوسه.
اما وقتی هیچ کدوم رو نداری، دلت رو به یه فال قهوه خوش می‌کنی. به دختر زیبایی که ته فنجون نشسته و داره بهت نگاه می‌کنه.

تا به حال فال قهوه گرفتی ببینی چه حالی میده؟!

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/323

نظرات

به اسمهایی که ته قهوه فکر
میکنی میبینی
!
باید کلی فکر کنی ببینی این آدمها دورو برت هستن یانه
...

سلام. خبری ازت نیست؟

من تو را دوست دارم

ارسال نظر

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

مرا به خاطر بسپار؟