ف مثل ...
وقتی سرما خوردی و از تب میسوزی.
تنت میلرزه.
گلوت چنان گرفته که از بغض هم بدتره.
پیشونی داغت رو کسی نیست دستمال خیس بذاره.
تن داغت رو کسی به آغوش بکشه تا آروم بشی.
چشمایی که از هرم گرما میسوزه رو ببوسه.
اما وقتی هیچ کدوم رو نداری، دلت رو به یه فال قهوه خوش میکنی. به دختر زیبایی که ته فنجون نشسته و داره بهت نگاه میکنه.
تا به حال فال قهوه گرفتی ببینی چه حالی میده؟!
نظرات
به اسمهایی که ته قهوه فکر
میکنی میبینی
!
باید کلی فکر کنی ببینی این آدمها دورو برت هستن یانه
...
Posted by: نسیم | September 12, 2008 10:59 PM
سلام. خبری ازت نیست؟
Posted by: احسان | September 13, 2008 8:34 PM
من تو را دوست دارم
Posted by: مسعود | October 22, 2008 7:27 PM