صبح بخیر دیکتاتور
به ساعتت نگاه نکن الان شب هست. اما وقتی اون دیکتاتور بخونه روز هست. دیکتاتور صبح ها وبلاگ ها رو میخونه تا کسانی که عقایدی علیه اون دارن رو سرکوب کنه.
باز هم دارید متعجب نگاه میکنید؟! منظورم اون دیکتاتوری که شما فکر میکنید نیست. هر کدوم از ما میتونیم یک دیکتاتور بالقوه باشیم. اما بعضیها دیکتاتورهای بالفعل هستن. مهم نیست چه پست و مقامی داشته باشن. چند سالشون باشه یا چه جنسیتی داشته باشن. ولی هستن.
دیکتاتور اونی هست که نمیذاره آدمها همدیگه رو دوست داشته باشن. شاید یک دوست این طور باشه.
دیکتاتور رییسی هست که حاضره بالاتر نره ولی، بالاتر رفتن کارمند زیردستش رو هم نبینه.
دیکتاتور پدری هست که به دخترش اجازه خندیدن نمیده.
دیکتاتور دوست پسری هست که به دوست دخترش اجازه نفس کشیدن نمیده.
دیکتاتور تولید کننده، واردکننده یا صادرکننده ای هست که اجازه رقابت رو به هر طریق نامشروعی از یکی دیگه صلب میکنه.
دیکتاتور هر جایی میتونه باشه. حتی تو جایی که فرهنگ یا علم تولید میکنه.
دیکتاتور فکر میکنه داره کار درست رو انجام میده. اما گند میزنه به همه چیز.
دیکتاتور شاید مثل هیتلر ناپدری یهودی نداشته باشه. دیکتاتور شاید مثل هیتلر نباشه که فقط یک بیضه داشت. اما دیکتاتور، دیکتاتور هست. حتی اگر هیتلر نباشه.
دیکتاتور شاید من باشم که ..............
نظرات
سلام
نوشته جالب و قابل تعمقی بود
موفق باشی
Posted by: من | December 5, 2008 12:16 AM