نجات یک معتاد نجات جامعه است
دوتا پسر تقریبا کوچیکتر از من رفتن یک گوشه و سیگاری روشن کردن و کشیدن.
حالا توش چی بود نمیدونم.
من بسته شکلات تلخ رو باز کردم و یکی خوردم.
حالا توش چیا بود رو نمیدونم.
همه ما یک جورایی به یک چیزایی معتادیم مگه نه؟!
« مجموعه رباعيات «غزه در عطش» منتشر شد | آدم اول | پیش از سفر به خوزستان »
دوتا پسر تقریبا کوچیکتر از من رفتن یک گوشه و سیگاری روشن کردن و کشیدن.
حالا توش چی بود نمیدونم.
من بسته شکلات تلخ رو باز کردم و یکی خوردم.
حالا توش چیا بود رو نمیدونم.
همه ما یک جورایی به یک چیزایی معتادیم مگه نه؟!
TrackBack URL for this entry:
http://adam.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/351
نظرات
الحمد الله رب العالمین. شما بهتری ؟!
Posted by: بلندگوی خاموش | March 3, 2009 11:52 PM
http://yaveh-gooyan.blogsky.com/
به روز شد
همیشه موفق باشی
Posted by: علی | March 7, 2009 7:10 PM